
این جمله ی گروچو مارکس رو که میگه :" وقتی قبراق و سرِحال باشی ، هیچ اصلی در کار نیست "رو حتمن دیگه حفظید، از بس که همیشه به هر بهانه ای تکرارش کردم :)خب واقعیت اینه که به شدت بهش پایبند و معتقدم .اصلن میدونی ؟ تمامِ گیر و گرفتاریها و ناراحتیها و غیره بابتِ انقباضمونه . اینکه زیادی همه چی رو جدی و سفت میگیریم . حتا زندگی رو ! سختش میکنیم آقا . با بیشمار باید و نبایدی که خودمون میبندیم به گوشه کنارش . باید و نبایدهای من درآوردیِ بی خاصیت که از کتابها و جامعه و غیره عاریت گرفتیم و خیالمونه که با اونها قراره یه آدمِ خاصِ موفقِ شادابِ جذابِ فلانِ بهمان بشیم :D ولی زهی خیالِ باطل :)اما نگم برات از وقتی که قبراق و سرِ حال باشی . هیچ اصل و قانون و بایدی رو دیگه بر نمیتابی ، رها ؛ راحت ، آزاد . زندگی...
ادامه مطلب
فرهنگ و آیینِ فروغمندِ ایرانی نه تنها قرنهاست که بسیار غریب و تنهاست ، بلکه به شدت تحتِ جفا از جهاتِ مختلفه .حیفه واقعن . حیفِ این زیبایی و شگفتیِ خردورزانه و انسانیه که با سهل انگاریِ ما و نیرنگِ بدخواهان ، تحریف شه ، به آنچه از آنِش نیست آلوده شه و به مرور از بین بره .مراقبت باید . از هرانچه نیاکانِ فرهمندمون به قیمتِ جان برامون نگه داشتن . باید که پاک و پالوده نگهش داریم ، مطلقن بهدینانه و پارسی .مبادا مثل چهارشنبه سوری که به آمریتِ پارسی ستیزان و جهالتِ مردم ، تبدیل شده به چیزی گوشخراش و نخواستنی ، چنین بلایی رو سرِ جشنهای نوروز و سده و مهرگان و غیره بیاریم .کاش هر کدوممون به سهم و به قدرِ توانمون بکوشیم تا جشنها و آیینها و روشناییِ این سرزمین رو به نیکی و ارجمندی زنده نگه داریم .کاش قدر...
ادامه مطلب
بعضی وقتها بابتِ یه چیزهایی پایکوبی میکنی و سرخوشی که از نظر دیگران فاقد اهمیته . مثل همین الان که بسیاااااار سرِ این رخدادی که میخوام تعریفش کنم کیفور و سرِ حالم اما ممکنه از نظرِ شمایی که اینو میخونید یه مسئله ی بی ارزش و مسخره باشه :)اما خب واقعیت اینه که نباید واکنشهای دیگران ذره ای در احساساتمون تغییر ایجاد کنه . ما باید بابتِ هر رخداد و پیشامدِ خوب ولو جزئی و کوتاه " پایکوبی " کنیم . این قانونِ موفقیت و رسیدن به خوشبختیه .این همون حکایتِ شکرِ نعمت نعمتت افزون کنده ، و برعکسشم صادقه که اگر مدام نق بزنیم ، هر چی داریم ولو اندک و ناچیز همون هم از کفمون بیرون خواهد رفت .مکانیزمِ زندگی همینه . هیچوقت یهو یه پورشه نمیارن جلوی درِ خونه ت و بگن بفرمایید این برای شماست . تو اول پورشه رو زیرِ پا...
ادامه مطلب
ایرانیان از دیرباز ( پیش از حضورِ مقدس و گرانقدرِ اشو زرتشت ) نوروز رو جشن میگرفتن و روزِ سیزدهم که روزِ تیر نام داشت ، متعلق به تیشتر ؛ ایزدِ باران و برکت و حاصلخیزی بود .برای همین بود که ایرانیان روزِ سیزدهم فروردین رو به طبیعت میرفتن و " جشن " میگرفتن . ( جشن در فرهنگ و اندیشه ی ایرانی مترادف با " پرستش و عبادته " . یعنی ایرانیان برخلافِ دیگر ادیان و فرهنگها ، معتقد بودن با شادی و پایکوبی ، خدا رو میتوان خشنود ساخت و ازش قدردانی کرد . )لذا بیرون رفتن و جشن گرفتن در دامنِ طبیعت و رقص و پایکوبی در این روز ، هیچ ربطی به خرافات و تحریفها و دشمنیهایِ دیگر اقوام و ادیان که این مراسم رو به فرار از نحسی یا فرار از کشتار و ... ربط میدن نداره .سیزده به در ، مقدس و مبارکه . مملو از شادی و رقص و آواز...
ادامه مطلب
چیزی که در یک رابطه به وجدم میاره ، هوشِ طرفِ مقابله . برای من " هوش " جذابیت و کششِ مهیبی داره . یعنی در کسری از ثانیه خلع سلاحم میکنه :))تبدیلم میکنه به یه آدم مهربون و مشتاق :)میدونی ؟ هوش ربطی به تعداد کتابهایی که خوندیم یا تنوع و گستردگیِ موضوعاتشون نداره . به " پردازش "ِ اونها مربوطه . هوش ؛ نقلِ قول نیست ، اظهارِ نظره . مردم در بیشترِ گفتگوهاشون حتا در خصوصی ترین و شخصی ترین اوقات هم حتا مشغولِ نقل قول کردنن . حرفهایی که به هر ترتیب چه در کتاب ، چه از رسانه ، چه از دیگری و غیره شنیدن رو تکرار میکنن . و همین از اونها موجوداتی خسته کننده و کسالت آور میسازه که حوصله ت نمیگیره باهاشون همکلام بشی .این هیچ ربطی به " اظهارِ نظر " نداره . اظهارِ نظر از چه بسیار ؛ چرا و اگر و شاید و بذار امتحا...
ادامه مطلب
برای اینکه این آدمها رو فراموش کنیم و برگردیم به حال خوبمون یه مراقبه ی دلپذیر انجام بدیم ..هایکو بخونیم :)از رودخانه های تابستانی میگذرمبا لذتصندلهایم در دستم" بو سون "ترجمه نیکی کریمیهایکو به حال...
ادامه مطلب
هیچی قشنگ تر از این نیست که به گذشته که نگاه میکنی خوبیاشو مرور کنییادش بخیر که دم عید مجله میخریدیم . با جوان کلی بحث میکردیم که کدوم شبکه چه سریالی میده برای عید و ...آخیش که چه قدرررر زیبا بودعید پر از سریالهای قشنگ و بوی خوب و شیرینی و ...البته نه اینکه اون روزا خیلی راحت بودما نه اصلن . کارمند بودم . کل سال کار میکردم و فقط میموند همین 13 روزولی چقدر زیبا بودخدایا شکر...
ادامه مطلب
هر از چند وقت باید دست به انقلاب بزنم؛ راستگرایی و پوزیتیویسم ارضایم نمیکند . برای یک چپِ شلخته ی دیوانه مآبی چون من که نه تختخواب دارد نه رختخواب ، هر وقت خوابش بگیرد روی شعرها و نوشته ها و نقدهای کف اتاق دراز میکشد ، گیتارش را در آغوش مفشردو آرام به خواب میرود ... موسیقیهایش همچنان یک مخاطب دارد ؛ میمیرد برای کتاب و جانش به نقاشی بند است تمام نوشته هایش پر از لکه های قهوه است ... برای نخوابیدن برای یکی چون من ... برقراری ، یکنواختی ، پایداری ، ثبات و ... منجر به دیکتاتوری ِ عافیت طلبی میشود . باری ؛ باید هر از چند وقت ، ازدرون، دست به انقلاب زد جملات بالا رو سال 93 نوشته بودم .. با خ...
ادامه مطلب
آره فرنگیس عزیز .. با تمام نوشته ت به شدت موافقم . راستش چندین بار خوندمش و هر بار بیشتر کیف کردم . نظرت درباره ی فانتزی ، قدرت و جاه طلبیهات شگفت زدم کرد . البته که کاملن میشد از همون اول تشخیص داد یه پست مدرنیست دیوونه ای :)) درسته پست مدرنیسم یه موهبته .. یه امکان رهایی بخش بهرحال فوق العاده خوشحالم که باهات آشنا شدم . لطفن اگر وبلاگ داری آدرسش رو بذار چون مشتاقم بخونمت و ازت یاد بگیرم .. اما در مورد اینکه چرا خیلی وقته از فانتزی نمینویسم دقیقن بخاطر همون چیزهایی ست که گفتی .. ممنونم واسه تحلیل فوق العادت .. باز هم تاکید میکنم حتمن آدرس وبلاگ یا آی دی تلگرامت رو بذار مشتاقم برای گپ زدن باهات ...
ادامه مطلب
بدون هیچ مقدمه ای " انبه " پیشنهاد میشود . همین :) ...
ادامه مطلب
شوپنهاور میگه : زندگی متاهلی احمقانه است . ازدواج یعنی نصف شدن حق و مضاعف شدنِ مسئولیت .. برام جای تعجب داره که به جز اونا که دست و پا ندارن و محتاجِ اینن که یکی ازشون مراقبت کنه ، کدوم ابلهی حاضره تن به این معامله ی احمقانه بده راستش این نظر شوپنهاوره ؛ فیلسوف بزرگ آلمانی حرفاش به من ربطی نداره ولی خب مسلمه که باهاش موافقم :)) ...
ادامه مطلب
میدونی ؟ هممون همینقدر زیبا و ماه به دنیا اومدیم . اندیشه ی خدا این بود که با حضور ما ، جهان زیباتر شه . کم کم ما زشت به دنیا اومدیم . چراکه پدر مادرهامون با زندگیهای زشت و اندیشه های زشت و ... مسبب ورود ما به دنیا شدن ... و آروم آروم همون محیط خانوادگی ما رو تبدیل به یه موجودی کرد که هیچ ربطی به فرشته ای نداشت که در ذهن خدا بود ... و در انتها خودمون هم ترجیحمون نبود که بازگردیم ... و اینچنین شد که الان با دیدن این عکسها احساس دلتنگی میکنیم ... دلمون برای خودمون تنگ میشه . میدونی ؟ دلمون در اصل برای اون فرشته ی نحیف و ضعیف و بیمارِ درونمون تنگ میشه که در حالِ ا...
ادامه مطلب
اگر این مرد رو نمیشناسی ؟ لطفن فیلم " conversation with god " که در تلویزیون با نام " ندای درون " دوبله و پخش شد رو نگاه کن اگر هم میشناسیش و فیلم رو قبلن دیدی .. دوباره این فیلم رو که بر اساس زندگی واقعیشه نگاه کن پشیمون نمیشی قول :) پ . ن : متاسفم که مجبور شدم باز سانسور کنم حرفهامو در پی نوشت متاسفم...
ادامه مطلب