بعضی وقتها بابتِ یه چیزهایی پایکوبی میکنی و سرخوشی که از نظر دیگران فاقد اهمیته . مثل همین الان که بسیاااااار سرِ این رخدادی که میخوام تعریفش کنم کیفور و سرِ حالم اما ممکنه از نظرِ شمایی که اینو میخونید یه مسئله ی بی ارزش و مسخره باشه :)
اما خب واقعیت اینه که نباید واکنشهای دیگران ذره ای در احساساتمون تغییر ایجاد کنه . ما باید بابتِ هر رخداد و پیشامدِ خوب ولو جزئی و کوتاه " پایکوبی " کنیم . این قانونِ موفقیت و رسیدن به خوشبختیه .
این همون حکایتِ شکرِ نعمت نعمتت افزون کنده ، و برعکسشم صادقه که اگر مدام نق بزنیم ، هر چی داریم ولو اندک و ناچیز همون هم از کفمون بیرون خواهد رفت .
مکانیزمِ زندگی همینه . هیچوقت یهو یه پورشه نمیارن جلوی درِ خونه ت و بگن بفرمایید این برای شماست . تو اول پورشه رو زیرِ پای یکی دیگه توی خیابون میبینی ، اونم وقتی که سوارِ اتوبوسی و داری لای جمعیت له میشی . اونجاست که اگر گفتی دمش گرم ، حلالش ، امیدوارم عشق کنه با ماشینِ قشنگش ، اگر گفتی چقدر برای این لحظه خوشحالم که تونستم یه پورشه ی زیبا ببینم و از تماشاش لذت ببرم . دقیقن همونجا و همون لحظه ست که پورشه دار شدنت " کلید " میخوره . و اولین ضربه ی این دومینو با " 1 و 1 "ِ تو زده میشه . و خدا چنان مسیر رو برای برآورده کردنِ این خواسته ت مهیا و هموار میکنه که حیرت میکنی :)
خلاصه . عرض کنم که منم مثل همه توی اینستا موزیسینها و نویسندگان و بازیگران و آرتیستهای موردِ علاقه م رو فالو دارم و از تماشای فعالیتها و زندگیِ روزمره شون لذت میبرم . البته هیچکدومشون ایرانی نیستن چون در این حرفه ها و صنوفی که برشمردم شخصیتِ شاخصی در میان فارسی زبانان و ایرانیان نمیشناسم و ندارم .
خلاصه یکی از بازیگرانِ زنِ سریالی که مدت زیادی ( 6 فصل ) عاشقانه مشغول تماشاش بودم ، استوری گذاشته بود . داشت یه مونولوگ رو با حال و روحیه ی مختلف اجرا میکرد . لذت بردم و براش یک کلمه نوشتم : فوق العاده .
لحظاتی بعد برام نوتیف اومد . باز کردم دیدم که در کمالِ تعجب همین بازیگرِ محبوبم در جوابم گفته : ممنون . کارهاتو دوست دارم .
از ذوق خنده م گرفت . با خودم گفتم بابا دمش گرم .
اومدم از دایرکتم بیرون که دیدم چندتا پستم ( موزیکهایی که قبلن منتشر شده بودن ) رو لایک کرده و از همه ی اینها باحالتر و باشکوهتر اینکه : فالوم هم کرده .
آقاا منو میگی . عششششق کردم :)))
یعنی میگم عشق ، عشششقااااااااااااا :)))
یادم افتاد که همکاریهای قبلیم با دیگرانی که برام عزیز و از نظرم بزرگ و خواستنی بودن هم به همین سادگی و شیرینی شروع شده بود . حالا نه اینشکلی با استوری ، ولی به همین سادگی . چه توی موزیک ، چه گالری و کتاب و ...
گوشیم رو گذاشتم کنار و شروع کردم به دعا و تشکر از خدا و ازش خواستم که به این ارتباط و دوستی " برکت " بده .
میدونی ؟ شاید این یه اتفاقِ معمولی و از نظر خیلیها بی اهمیت باشه . اما برای منی که سعی میکنم " متوجه " فیض خدا باشم ، غنیمته ، ارزشمنده ، بزرگ و باشکوهه .
چون میدونم این مثل یک دومینو میمونه . این آغازِ یه اتفاقِ باشکوهتره .
همه چیزِ زندگی همینجوری شکل میگیره . با یه اتفاق ساده . بعضیا قدرش رو میدونن و با 1 ، اون رو آبیاری میکنن تا جون بگیره و رشد کنه .
و خیلیا هم با بی توجهی از کنارش میگذرن و اون 1 ، جوونه نزده ، خشک میشه و میمیره .
قدرشناسی ، توجه ، دعا ، سپاسگزاری و غیره همگی میتونن هر چیزِ کوچیک و ناچیز اما خوب و خوشایند رو بزرگ و بزرگ و بزرگ تر کنن .
خدا اینگونه در زندگیها عمل میکنه .
آمین :)
.
.
.
پ.ن :
من بیرون که میرم ( برای قدم زدن ، خرید ، تفریح و ... ) موبایل با خودم نمیبرم چون میخوام وقتم و حواسم مطلقن برای خودم باشه . اما به جاش یه دفترچه ی کوچیک همرامه که اگر شعری ، سوژه ای ، طرحی چیزی به ذهنم رسید فورن ثبتش کنم .
صفحات زیادی از این دفترچه های من بابتِ قدرشناسی و توجه به خوشیهای پیرامونم پر میشه . مثلن وقتی میبینم دو نفر در کنارِ هم شاد و زیبان ، برای خوشیهاشون برکت میطلبم و توی دفترچه م خدا رو شکر میکنم که تونستم لحظه ای شاد از زندگیِ دو عاشق رو ببینم . زیبایی درختها ، ماشینها و خونه های زیبا ، آدمهای خوشگل و خوشتیپ و هر چیزِ ساده و جزئیِ زیبا و الهی مطلقن توجهم رو جلب میکنه و من فورن قدرشناسی و سپاسگزاریم رو ثبت میکنم .
معتقدم خیلی از شانسهای زندگیم بخاطر همین دفترچه های کوچیکمه .
اینکه هر بار یکیشون رو اتفاقی باز میکنم ، یه نسیمِ خوب و خوشایند ازش به صورتم میخوره و حالم رو خوب و به محبتِ خدا امیدوارم میکنه .
اینکه میتونم هر موقع خسته م بازشون کنم و اتفاقهای زیبا و بیشمار زندگی رو ببینم و بفهمم که خدا همچنان نیکوست و در زندگیها داره به زیباترین شکلِ ممکن ؛ عمل میکنه .
پس قطعن نوبتِ من هم خواهد شد ، فقط کافیه صبور و لبخند به لب منتظرِ حضورِ معظمش در زندگیم باشم :)
تجربه بهم ثابت کرده که هرچه سپاسگزاری و قدرشناسیم رو در زندگی بیشتر میکنم ، نوبتم زودتر میرسه .
پیشنهاد میکنم شما هم امتحانش کنید ، برای دیگران آرزوی شادی و خوشبختی کنید ، برای دیگران برکت بطلبید و از دیدنِ موفقیتِ مردم ذوق کنید . ( خصوصن وقتی در تنگنا و مشکلات و رنج هستید ، به جای گله و شکایت ، شکرگزاری و توجه و قدردانیتون رو بیشتر کنید )
همه ی اینها به زندگیتون برمیگرده
قول :)
.
.
و وصیت و نصیحتِ آخرم هم همین که :
با شور و شوق و ذوقی واقعی برای خوشیهای کوچیک و جزئیِ زندگیتون شکرگزاری و پایکوبی کنید ، تا نشون بدید شایستگیِ خوشیهای بزرگ و باشکوه رو دارید .
وقتی خوب به زندگیتون دقت کنید خواهید دید که صدها خوشیِ خیلی کوچیک وجود داره که میتونین بابتش جشن بگیرید . اینکه غذایی که پخته اید خوشمزه شده ، اینکه همکاری یا رهگذری بهتون لبخند زده ، اینکه توی اتوبوس تونستید بنشینید و کتاب بخونید ، اینکه درختِ توی کوچه تون شکوفه داده و هزاران موردِ خوشایندِ دیگه که توجه بهشون شما رو برای دریافت خوشیهای بزرگتر تجهیز میکنه .
یکی از همین توجهات رو میتونین فردا در آغوش بگیرید . روز عزیزِ سیزده به در :)
فردا یک روز شیرین و زیبا و شاده . جشنش بگیرید و بخاطرش پایکوبی کنید .
چه با خانواده ، چه تنها ، چه با دوستان ، فرقی نمیکنه . بزنید بیرون ، موزیک شاد و شورانگیز بذارید توی گوشِتون و تا غروب قدم بزنید ، چای بنوشید ، خیالبافی کنید ، کتاب بخونید ، طبیعت رو تماشا کنید و خلاصه هر کاری که دلتون میخواد انجام بدید .
فردا به خدا نشون بدید که قدردانِ زیباییهای زندگی هستید .
برید به کوه ، به طبیعت ، به کوچه و خیابون ، به هر جای زیبای شهرتون و نشون بدید که شایسته ی خوشبختی و شادمانی هستید
همین :)
برچسب:
نویسنده: آدرین جعفرینژاد