
میدونی ؟ هممون همینقدر زیبا و ماه به دنیا اومدیم .
اندیشه ی خدا این بود که با حضور ما ، جهان زیباتر شه .
کم کم ما زشت به دنیا اومدیم . چراکه پدر مادرهامون با زندگیهای زشت و اندیشه های زشت و ... مسبب ورود ما به دنیا شدن ...
و آروم آروم همون محیط خانوادگی ما رو تبدیل به یه موجودی کرد که هیچ ربطی به فرشته ای نداشت که در ذهن خدا بود ...
و در انتها خودمون هم ترجیحمون نبود که بازگردیم ...
و اینچنین شد که الان با دیدن این عکسها احساس دلتنگی میکنیم ...
دلمون برای خودمون تنگ میشه . میدونی ؟ دلمون در اصل برای اون فرشته ی نحیف و ضعیف و بیمارِ درونمون تنگ میشه که در حالِ احتضاره ...
با خودم میگم گذشته ها رو رها کن
زیبا شو ..
زیباتر ...
زیباتر ...
برچسب:
نویسنده: آدرین جعفرینژاد