
فرهنگ و آیینِ فروغمندِ ایرانی نه تنها قرنهاست که بسیار غریب و تنهاست ، بلکه به شدت تحتِ جفا از جهاتِ مختلفه .حیفه واقعن . حیفِ این زیبایی و شگفتیِ خردورزانه و انسانیه که با سهل انگاریِ ما و نیرنگِ بدخواهان ، تحریف شه ، به آنچه از آنِش نیست آلوده شه و به مرور از بین بره .مراقبت باید . از هرانچه نیاکانِ فرهمندمون به قیمتِ جان برامون نگه داشتن . باید که پاک و پالوده نگهش داریم ، مطلقن بهدینانه و پارسی .مبادا مثل چهارشنبه سوری که به آمریتِ پارسی ستیزان و جهالتِ مردم ، تبدیل شده به چیزی گوشخراش و نخواستنی ، چنین بلایی رو سرِ جشنهای نوروز و سده و مهرگان و غیره بیاریم .کاش هر کدوممون به سهم و به قدرِ توانمون بکوشیم تا جشنها و آیینها و روشناییِ این سرزمین رو به نیکی و ارجمندی زنده نگه داریم .کاش قدر...
ادامه مطلب
ایرانیان از دیرباز ( پیش از حضورِ مقدس و گرانقدرِ اشو زرتشت ) نوروز رو جشن میگرفتن و روزِ سیزدهم که روزِ تیر نام داشت ، متعلق به تیشتر ؛ ایزدِ باران و برکت و حاصلخیزی بود .برای همین بود که ایرانیان روزِ سیزدهم فروردین رو به طبیعت میرفتن و " جشن " میگرفتن . ( جشن در فرهنگ و اندیشه ی ایرانی مترادف با " پرستش و عبادته " . یعنی ایرانیان برخلافِ دیگر ادیان و فرهنگها ، معتقد بودن با شادی و پایکوبی ، خدا رو میتوان خشنود ساخت و ازش قدردانی کرد . )لذا بیرون رفتن و جشن گرفتن در دامنِ طبیعت و رقص و پایکوبی در این روز ، هیچ ربطی به خرافات و تحریفها و دشمنیهایِ دیگر اقوام و ادیان که این مراسم رو به فرار از نحسی یا فرار از کشتار و ... ربط میدن نداره .سیزده به در ، مقدس و مبارکه . مملو از شادی و رقص و آواز...
ادامه مطلب
ازدواج کنی ، اونم با یه پسر پولدار و های لول :)کیف میکنم وقتی میبینم پسری رو که فراغبال و شادمان برای همسرش ، هر چیز ممکن رو ، مهیا میکنه :)اخلاقیات و تفاهمات و اشتراکات عاطفی و سلیقه ای و فضیلتها و غیره جای خودش ،اما نمیشه از رفاه و آسایش و حال خوبی که پول میبخشه غافل شد .نوش جونتون رفقاآمین که همیشه همینطور عشق کنید با هم و با زندگی :) بخوانید...
ادامه مطلب
با اجازه چند وقتی نخواهم بود باید متمرکز شم روی چند پروژهبنابراین به احتمال زیاد به اینجا و وبلاگِ دوستان و تلگرام و ... سر نخواهم زد خواستم اطلاع بدم :)میبوسم روی ماهِ تک تکتون رو بخوانید...
ادامه مطلب
بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش استدر صحن چمن روی دلافروز خوش استاز دی که گذشت هر چه گویی خوش نیستخوش باش و ز دی مگو که امروز خوش استاین شعرِ روح انگیزِ خیام رو همیشه وقتی از این میگم که باید کریسمس و عید نوروز و ایستر و شب چله و باقی روزهای شاد و قشنگ رو تمام وقت و همه روزه جشن گرفت ؛ تکرار میکنم . اینکه چرا باید معطل موند تا اون روز قشنگه از راه برسه ؟ وقتی میشه همیشه اون رو جشن گرفت و هر روز رو تبدیل به اون روز کرد . بعضیا میگن تکراری میشه ، خسته کننده میشه ، هیجانش کم میشه و ... اینها میدونی کیان ؟ همونا که وقتی میری شهر بازی ، یا پارک یا لب دریا و ... بعد از یکی دو ساعت میگن پاشو پاشو بریم دیگه دیره . دیگه بسه :)یه جورایی انگار تحمل و طاقتِ خوشیِ کامل یا خوشیِ زیاد رو ندارن . زود میخوان تمومش...
ادامه مطلب
مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشدمرا قولیست با جانان که جانان جان من باشدبه خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطانکه تا تختست و تا بختست او سلطان من باشداگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستموگر من د...
ادامه مطلب
و امروز مسیر تازه ای در زندگیم شروع شد .هیچوقت باور نمیکردم که حدود 80 تا 90 درصد از باورهام دچار تغییر بشه . اما همونطور که همیشه گفته بودم هر جا گزینه ی عالی تری برای زندگی بدست بیارم ، قطعن بهش متعهد خواهم شد .و امروز همون روز بود .امروز روزِ تعهدِ تازه ی من در زندگی بودخدا رو شکر میکنمقطعن همه ی اینها لطفو محبتِ خداونده .آمین که خودش هدایت ، راهنمایی و کمکم کنه در زندگیِ جدیدمآمین :)...
ادامه مطلب
میدونی چیه علم جذابه ؟اینکه هیچوقت فقط یه جواب درست وجود نداره .. :) خب آره میدونم که این جذابیت دقیقن چیزیه که آکادمیسینها جون میکنن تا خلافش رو به شکل خشک و باینری اثبات کنن اما احتمالن کور خوندنو هیچ شانسی ندارن :)) آره باور نمیکنی ؟ خب فقط کافیه ابزارهایی که داری باهاش آزمایش میکنی یا در پی کشف و ... هستی رو تغییر بدی . اون وقت ، نتایج هم تغییر میکنن درحالیکه موضوع ثابته چرا اینو گفتم ؟ خب د...
ادامه مطلب
یادش بخیر یکی از پر هیجان ترینِ ایامِ زندگی .. عاشق شدنهای دوره ی نوجوانیه چه حال خوبی داشت ... اونهمه استرس به شکل شیرینی ، جذاب بود .. نامه نوشتنهای دوره ی ما .. بوسیدنها توی کوچه ی خلوت ... و از همه جذاب تر ، نگاه ها بود .. نگاهمون به هم توی جمع ... حتا صف نون :)) که از دور عشقمون میدرخشید توی صف و خب ما هم مجبور بودیم به نگاه و لبخندِ یواشکی قانع باشیم حقیقتن یادش بخیر ساده بود ... کم بود .. اما خوب بود ... خیلی خوب همین :) برچسبها: عشق +نوشته شده در Sun 11 Dec 2016ساعت توسط" آوانگارد " | ...
ادامه مطلب
هر ابلهی میتواند با بحران مقابله کند، این زندگی روزمره است که تو را نابود خواهد کرد.. چخوف...
ادامه مطلب
امروز روز شکر گزاریه ازتون میخوام خودتون و اگر دوستان و یا خانوادتون رو هم شد که چه بهتر .. به یک ناهار یا شام با عصرونه ی عالی دعوت کنید امروز روزیه که ما از خداوند بخاطر نعمات و داراییهای مادی و معنویمون تشکر میکنیم امروز لطفن ولخرج باشید و کارهای نکرده و غذاهای نخورده و جاهای نرفته رو امتحان کنید خدا به همتون برکت بده آمین ...
ادامه مطلب
آنه ی عزیزم تو منو یاد مریلین در خارش هفت ساله میندازی :)) شبیهشی چه کنم .. چه کنم که انقدر جذاب و بیخیال و مثبتی که حال هر کسی که میشناسدت رو خوب میکنی .. تو یه اتفاق شیرین و بی نظیری چیزی که در تو یگانه ست اینه که هرگز حتا یک کلمه ی منفی ازت نشنیدم . پر از امید و ایمانی ... در سخت ترین شرایط هم ، باز بامزه و شوخ طبعی و این از تو یه انسان بی مانند ساخته .. دوست داشتنی و خواستنی .. میگم که شبیه مریلینی در همون .. در خارش هفت ساله :)) خدا رو شکر میکنم برای وجود پر از شور و شوق و انگیزت .. چند پست پیش از آشناییمون نوشتم و خب حالا خیر مقدم برای حضورت در وبلاگ امیدوارم همیشه همینقدر پر انرژی و مثبت باشی .. خدا میدونه که حتا فکر کردن بهت ، سرشارم میکنه خوش اومدی دوستم :) ...
ادامه مطلب
آره فرنگیس عزیز .. با تمام نوشته ت به شدت موافقم . راستش چندین بار خوندمش و هر بار بیشتر کیف کردم . نظرت درباره ی فانتزی ، قدرت و جاه طلبیهات شگفت زدم کرد . البته که کاملن میشد از همون اول تشخیص داد یه پست مدرنیست دیوونه ای :)) درسته پست مدرنیسم یه موهبته .. یه امکان رهایی بخش بهرحال فوق العاده خوشحالم که باهات آشنا شدم . لطفن اگر وبلاگ داری آدرسش رو بذار چون مشتاقم بخونمت و ازت یاد بگیرم .. اما در مورد اینکه چرا خیلی وقته از فانتزی نمینویسم دقیقن بخاطر همون چیزهایی ست که گفتی .. ممنونم واسه تحلیل فوق العادت .. باز هم تاکید میکنم حتمن آدرس وبلاگ یا آی دی تلگرامت رو بذار مشتاقم برای گپ زدن باهات ...
ادامه مطلب
بدون هیچ مقدمه ای " انبه " پیشنهاد میشود . همین :) ...
ادامه مطلب
به عکسهای قدیمی نگاه میکنم . به آدمهای غریبه و آشنایی که امروز نیستن . الان کجان ؟ مگه میشه از بین رفته باشن ؟ اونا توی یه جهانِ دیگه ن .. اما کجا ؟ صفحات آخر کتاب گفتگو با طبیعت رو به یاد میارم .....
ادامه مطلب