خرید بک لینک

من توی این وبلاگ همیشه از دغدغه های سطحی و مباحث ساده ی فکری صحبت کردم .

تحت هیچ شرایطی وارد مسائل اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و ... نشدم و همیشه سعی کردم نظراتم رو در این زمینه ها برای خودم نگه دارم .

اما جالبه برام که فضای 1 به شکل مسخره ای گویا امنیتیه .

شایدم من اشتباه میکنمااا ، اما به محض اینکه یه چیزی مینویسم که توش حرفی از جامعه یا آزادی و کلماتِ مشابه هست ، به کل برای ساعاتی وبلاگ از دسترسم خارج میشه .

عرض میکنم که شاید من اشتباه میکنم و این یه سوتفاهمه اما خب حقیقتن حتا اگر یه سوتفاهم هم باشه ، دیگه دست و دلم به نوشتن نمیره .

همینجوری بصورتِ اتومات که خودم مدام خودمو موقع نوشتن سانسور میکنم . دیگه اینش زورِ زیادیه که حس کنم تحت کنترل هم هستم .

یعنی واقعیت اینه که حوصله ی این مسخره بازیا رو ندارم خدایی .

دیروز برای چندمین بار این مشکل رو حس کردم . یه شعر نوشتم اینجا که اتفاقن شعر بامزه ای هم بود مربوط به اینکه دلم میخواد برم توی یه مزرعه گندم بکارم تا باهاش برای خودم کلوچه بپزم و زندگی در طبیعت رو تجربه کنم و از جامعه و مردم دور بشم و ...

احتمالن بخاطر وجود برخی کلمات مثل جامعه و مردم و حتا شاید مزرعه یا کلوچه ، تا ساعتها کل کامپیوترم هنگ کرده بود .

خلاصه اینکه گور بابای بلاگفا و تمام پلتفرمهایی که قراره بستری باشن برای حرف زدن

عزت زیاد

برچسب: نویسنده: آدرین جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 2:10

صفحه بندی