وقتی سنت میره بالا و بالاتر ، انتقادها و فضولیها هم نسبت به مجرد بودنت بیشتر میشه .
ینی هر کی میبیندت میپرسه ازدواج نکردی ؟ و خب در ادامه کلی هم نگاه و لحن متاسفم برات و غمباره زندگیت ، تحویلت میدن
اما خب زمانی این داستان فان میشه که تو اتفاقن شرایطت خیلی حسرت برانگیز باشه . ینی هم خوشحال باشی هم خوشگذرون باشی و هم قبراق و موزون ..
خب اینبار هر کی میبیندت دیگه هوس نمیکنه برات غصه بخوره چون اساسن نمیتونی وقتی کلی داری به زندگی و شرایط یکی حسودی میکنی بتونی براش غصه هم بخوری :)) و ایضن اساسن در اون لحظات فقط فکر مسئولیتها و وظایف و محدودیتهای زندگی نکبتبار خودت میفتی :))
اینه که خیلی حال میده بهم
. اوضاع دقیقن همونی شده که میخواستم . شدم یه مرد میانسال خل که هنوز عین بچه ها ذوق میکنه از بازی و تفریح و بیخیالی و ماجراجویی .. هنوز و همچنان دنبال لذتهای زندگیه و خونه زندگیش مطلقن باب میل خودشه .. سر حاله و نگران هیچی نیس
البته همیشه اینطور نبودا .. یادمه وقتی بیست و یک سالم بود وقتی دوستام ازدواج کردن منم تصمیم گرفتم ازدواج کنم . چون احساس میکردم دور و برم خلوت شده و تنها موندم . اما خب اون تصمیم احمقانه ترین تصمیمی بود که داشتم میگرفتم و هر وقت یادش میفتم خدا رو شکر میکنم که خیلی زود سر عقل اومدمو دم به تله ندادم :))
آره اونجا بود که متوجه شدم اگر زندگیم بر مبنای دورهمیهای این شکلی شکل بگیره خواه ناخواه تصمیمات زندگیم خیلیهاش بخاطر دیگران خواهد بود .
و دقیقن در همونجا بود که متوجه شدم باید با خودم رفیق شم . باید آشتی کنم با رویاها و آرزوها و اهدافم . باید لذت رو در اینها جست و جو کنم . باید در ارزشهای جمعی تجدید نظر کنم و دنبال ارزشهای شخصی باشم . باید بیخیال تفکر عمومی جامعه در تشخیص و ارزشگذاری خوب و بد باشم . باید یه بار دیگه این ارزشها رو ارزیابی کنم و اونها رو که به نفع روحیه و اهداف و زندگیه خودمه بردارم و باقیشو بریزم دور .
این شد که حالا شدم یه آدم میانسال مجرد خوشحال و دیوونه که زندگیش حول لذتها و خل بازیهاش جریان داره ..
کسی که عمرن یه نفر حتا بتونه به حالش تاسف بخوره یا بتونه براش دلسوزی کنه ... چون تا بخواد لب باز کنه خواهد شنید که :
ریدی بو میدی
همین :))
برچسبها: jazz , countrymusic , dubstep
برچسب:
نویسنده: آدرین جعفرینژاد