یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
در پی سرو روان چشمه و گلزار بین
برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش
پیشکشی کن قماش رونق تجار بین
جمله تجار ما اهل دل و انبیا
همره این کاروان خالق غفار بین
آمد محمود باز بر در حجره ایاز
عشق گزین عشقباز دولت بسیار بین
خاک ایازم که او هست چو من عشق خو
عشق شود عشق جو دلبر عیار بین
سنت نیکو است این چارق با پوستین
قبله کنش بهر شکر باقی از ایثار بین
ساعت رنج و بلا چارق بین میشوی
بیمرضی خویش را خسته و بیمار بین
چارق ما نطفه دان خون رحم پوستین
گوهر عقل و بصر از شه بیدار بین
گوهر پیشین بنه تا کندت میر ده
کهنه ده و نو ستان دانه ده انبار بین
تا نگری در زمین هیچ نبینی فلک
یک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین
این سخن درنثار هم به سخن ده سپار
پس تو ز هر جزو خویش نکته و گفتار بین
ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
یک تنگ شکر خواهم زان شکرقند ای جان
ای جانک خندانم من خوی تو می دانم
تو خوی شکر داری بالله که بخند ای جان
من مرد خریدارم من میل شکر دارم
ای خواجه عطارم دکان بمبند ای جان
بر نام و نشان او رفتم به دکان او
گفتم که سلام علیک ای سرو بلند ای جان
هر چند که عیاری پرحیله و طراری
این محنت و بیماری بر من مپسند ای جان
از بهر دل ما را در رقص درآ یارا
وز ناز چنین می کن آن زلف کمند ای جان
ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان
بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ای جان
من بنده بر این مفرش می سوزم من خوش خوش
می رقصم در آتش مانند سپند ای جان
رومی را باید با فریاد خواند .. بی قرار و نا آرام ؛ دست در دست و شانه به شانه و لب به لبِ معشوق
همین :)
برچسب: عاشق شو ارنه روزی,عاشق شوهرم هستم,عاشق شوهرمم,عاشق شو,عاشق شو شهاب رمضان,عاشق شوهر خواهرم شدم,عاشق شوهرم نیستم,عاشق شوید نه به خاطر,عاشق شو ارنه روزی نامجو,عاشق شوهر,
نویسنده: آدرین جعفرینژاد