
هر از چند وقت باید دست به انقلاب بزنم؛ راستگرایی و پوزیتیویسم ارضایم نمیکند . برای یک چپِ شلخته ی دیوانه مآبی چون من که نه تختخواب دارد نه رختخواب ، هر وقت خوابش بگیرد روی شعرها و نوشته ها و نقدهای کف اتاق دراز میکشد ، گیتارش را در آغوش مفشردو آرام به خواب میرود ... موسیقیهایش همچنان یک مخاطب دارد ؛ میمیرد برای کتاب و جانش به نقاشی بند است تمام نوشته هایش پر از لکه های قهوه است ... برای نخوابیدن برای یکی چون من ... برقراری ، یکنواختی ، پایداری ، ثبات و ... منجر به دیکتاتوری ِ عافیت طلبی میشود . باری ؛ باید هر از چند وقت ، ازدرون، دست به انقلاب زد جملات بالا رو سال 93 نوشته بودم .. با خ...
ادامه مطلب
آره فرنگیس عزیز .. با تمام نوشته ت به شدت موافقم . راستش چندین بار خوندمش و هر بار بیشتر کیف کردم . نظرت درباره ی فانتزی ، قدرت و جاه طلبیهات شگفت زدم کرد . البته که کاملن میشد از همون اول تشخیص داد یه پست مدرنیست دیوونه ای :)) درسته پست مدرنیسم یه موهبته .. یه امکان رهایی بخش بهرحال فوق العاده خوشحالم که باهات آشنا شدم . لطفن اگر وبلاگ داری آدرسش رو بذار چون مشتاقم بخونمت و ازت یاد بگیرم .. اما در مورد اینکه چرا خیلی وقته از فانتزی نمینویسم دقیقن بخاطر همون چیزهایی ست که گفتی .. ممنونم واسه تحلیل فوق العادت .. باز هم تاکید میکنم حتمن آدرس وبلاگ یا آی دی تلگرامت رو بذار مشتاقم برای گپ زدن باهات ...
ادامه مطلب