
این جمله ی گروچو مارکس رو که میگه :" وقتی قبراق و سرِحال باشی ، هیچ اصلی در کار نیست "رو حتمن دیگه حفظید، از بس که همیشه به هر بهانه ای تکرارش کردم :)خب واقعیت اینه که به شدت بهش پایبند و معتقدم .اصلن میدونی ؟ تمامِ گیر و گرفتاریها و ناراحتیها و غیره بابتِ انقباضمونه . اینکه زیادی همه چی رو جدی و سفت میگیریم . حتا زندگی رو ! سختش میکنیم آقا . با بیشمار باید و نبایدی که خودمون میبندیم به گوشه کنارش . باید و نبایدهای من درآوردیِ بی خاصیت که از کتابها و جامعه و غیره عاریت گرفتیم و خیالمونه که با اونها قراره یه آدمِ خاصِ موفقِ شادابِ جذابِ فلانِ بهمان بشیم :D ولی زهی خیالِ باطل :)اما نگم برات از وقتی که قبراق و سرِ حال باشی . هیچ اصل و قانون و بایدی رو دیگه بر نمیتابی ، رها ؛ راحت ، آزاد . زندگی...
ادامه مطلب
میدونی چی برام آزار دهنده ست ؟ خوشحالی و شادی آدمهای دمدمی ... اوهوم .. آدمایی که الان پر از شادی و حرفای خوبن اما فردا تا دوباره یه مشکل بوجود میاد همه چی یادشون میره .. و با این کار .. با این فراموشی .. تمام اون شکوه و هیبت و زیبایی موضوعی که دیروز بخاطرش وجد داشتن و خوشحالی میکردنو در ذهن و باورت نابود میکنن . حکایت همون مثل قدیمیه ... با یه غوره سردیش میکنه و با یه مویز گرمی چند وقتیه که از این آدما پرهیز میکنم . چون هیچیشون اورجینال نیس . اگه امروز بخاطر چیزی خوشحالن .. این یادشون نمیمونه و فردا همون آدم قبلی ان . فراموشی ، بیماری اونهاست . اونها با چیزی بنام سپاسگزاری بیگانه ن . این موجودات کاری میکنن به مرور تمام اتفاقهای خوشایند زندگی در نظرت معمولی و علی السویه به نظر برسه ... آ...
ادامه مطلب